مرتضی قلی خان فکری مشهور به موید الممالک فکری ارشاد یکی از شاخص ترین و برجسته ترین چهره های ادبیات نمایشی دوران مشروطیت است و در زمره نمایشنامه نویسان سیاسی عصر خود بشمار می آید.

او در سال 1248 ه.ش در تهران به دنیا آمد و پس از طی دوران کودکی برای کسب علوم مقدماتی به مدرسه دارالفنون که مهمترین مدرسه آن روزگار در ایران بود، رفت و در آنجا به طور تخصصی در رشته حقوق به تحصیل پرداخت و زبان فرانسه را نیز در همانجا آموخت و پس از پایان یافتن دوران تحصیلات، بلافاصله به خدمت دولت درآمد و تا سال 1293 که از کار دولتی کناره گیری کرد، همواره در پست ها و مشاغل مهم حکومتی خدمت کرد، به طوری که در طی دوره های متمادی به عنوان حاکم با لقب موید الممالک در ولایت مازندران، عراق و گلپایگان گمارده شد و در زمانی که 37 سال از زندگی خود را سپری می کرد فرمان مشروطیت صادر و مجلس شورای ملی تاسیس شد. با ظهور مشروطه، تب و تاب مشروطه خواهی آنچنان در مویدالممالک قوت گرفت که او به جرگه مشروطه خواهان پیوست و از آنجا که او مردی آزادی خواه، خیر اندیش و نوع دوست بود و بر اثر دانستن زبان فرانسه به تمدن غرب و اصول اجتماعی آن سامان به خوبی آشنا بود، نتوانست با حکومت استبدادی محمد علیشاه کنار آید و برای همیشه از کار دولت کناره گرفت. از آن زمان به بعد او به فکر تاسیس روزنامه ای افتاد که بتواند وسیله ای برای نشر افکار و عقایدش باشد بنابراین در اندک زمانی روزنامه سیاسی"صبح صادق " را تاسیس کرد و از طریق آن با جانبداری آشکار از آزادی خواهی و تجدد، مبارزات خود را با عوامل استبداد آغاز کرد. این روزنامه تا روزی که مجلس شورای ملی به دستور محمد علیشاه قاجار توسط قوای استبداد به توپ بسته شد، چاپ و منتشر می شد تا اینکه سرانجام در تیرماه 1287، عوامل کودتای محمد علی شاه قاجار به خاطر مخالفت با مجلس و آزادی خواهان به دفتر روزنامه هجوم آوردند و دفتر را ویران و روزنامه را تعطیل کردند، بنابراین موید الممالک به ناچار به همراه داماد خود_میرزا جوادخان تبریزی_ که سمت سردبیری روزنامه را بر عهده داشت، به سوی قفقاز گریخته و از آن زمان به مدت یکسال از زندگی او در سرزمین هایی چون شام، عثمانی و مصر به آوارگی سپری شد.

با از میان رفتن استبداد صغیر، مویدالممالک دوباره به ایران بازمی گردد و این مصادف با سال 1288 ه. ش همزمان با پیروزی مشروطه خواهان است. در این زمان او روزنامه ای با عنوان "پلیس ایران" را که هوادار حزب اعتدالی مجلس دوم بود، تاسیس و منتشر می کند. این روزنامه نیز چندماه پس از انتشار، توسط وثوق الدوله توقیف می شود اما علاقه و اشتیاق مویدالممالک به کار روزنامه نگاری به حدی بود که او از توقیف پیاپی روزنامه های خود خسته نمی شود و برای سومین بار یعنی در سال 1291 ه.ش مجددا" روزنامه دیگری را با عنوان "ارشاد" تاسیس می کند که اتفاقا" این روزنامه با دریافت امتیاز روزنامه رسمی دولتی به کار خود ادامه می دهد و تا پایان عمر مویدالممالک فکری پایدار می ماند تا آنجا که شهرت فراوانی را برای او به همراه می آورد به طوری که نام " ارشاد" به عنوان پسوندی در نام خانوادگی او بدل می شود.از همین زمان بود که او به تئاتر نیز به عنوان یکی از عوامل تنویر افکار توجه خاصی نشان می دهد و به نمایشنامه نویسی رو می آورد به طوری که در شیوه نمایشنامه نویسی جا پای میرزا آقا تبریزی؛ نمایشنامه نویس متقدم تئاتر ایران می گذارد و نمایشنامه هایی را با انتقاد از شرایط سیاسی و اجتماعی زمانه خود می نویسد. این نمایشنامه ها عبارتند از: سیروس کبیر،سرگذشت یک روزنامه نگار ،عشق پیری، سه روز در مالیه و حکام قدیم _حکام جدید یا لورا و شهرستانک .

درباره نمایشنامه سیروس کبیر باید گفت که این نمایشنامه به احتمال زیاد در سال 1292 ه.ش نوشته شده و شاید اولین نمایشنامه این نویسنده باشد که متاسفانه امروزه نسخه ای از آن موجود نیست.

"سرگذشت یک روزنامه نگار" که از جمله نمایشنامه های منثور سیاسی_اجتماعی و اخلاقی دوران خود بشمار می آید، نمایشنامه ای کمدی _تراژدیک است.فکری این نمایشنامه را در سال 1292 ه. ش در دو پرده تنظیم کرده و نگاشته است. داستان نمایشنامه درباره دونفر دوست به نامهای خسروخان زند و میرزا پرنس خان اردبیلی زاده است که از ایام کودکی با یکدیگر رفاقت دارند و با همدیگر در یک مکتب خانه درس خوانده و بزرگ شده اند. خسروخان وارد کارهای دولتی شده و با کمک دولت برای تحصیل در رشته حقوق به خارج از کشور می رود و پس از بازگشت از سفر تحصیلی، با کمک دوست خود _ میرزا پرنس خان اردبیلی زاده_درصدد برمی آید که امتیاز یک روزنامه را گرفته و آن را منتشر سازند. آن دو پس از دوندگیهای فراوان، بالاخره با کار چاق کنی جوانی به نام مذبذب الملک موفق می شوند امتیاز روزنامه زلزله را بگیرند. از آن به بعد گرفتار یک مشت ارباب رجوع می شوند که می خواهند مشکلات و مسائل خود را از طریق روزنامه حل و فصل کنند و در این راه از ارائه رشوه و کار چاق کنی هم ابایی ندارند.

نویسنده در این نمایشنامه با استفاده از یکی از معضلات عصر خود یعنی مساله روزنامه نگاری و به آلاف الوف رسیدن صاحبان روزنامه و اعمال نفوذ و دسیسه کاری آنها، به نقادی سیاسی_اجتماعی دست زده است.

سرگذشت یک روزنامه نگار، علیرغم آنکه از حیث تکنیک ایراداتی دارد و وحدت زمان و مکان در آن چندان رعایت نشده است ،اما از نظر شخصیت پردازی و زبان شخصیت ها موفق است و این به خاطر تسلط نویسنده به مضمون و موضوع نمایشنامه است.

از جمله نمایشنامه های دیگری که فکری در مقوله سیاسی_اجتماعی و بیشتر اجتماعی نوشته است، نمایشنامه "عشق پیری" است. فکری این نمایشنامه را در سال1292 ه. ش نوشته و در چهار پرده تنظیم کرده است اما تنها تا پرده سوم منتشر شده و به طور کل دارای دو قسمت است. در قسمت اول، یک روزنامه نگار و نمایشنامه نویس به نام ندیم دیوان برای پیدا کردن سوژه و موضوع به خانه یکی از خان ها به نام بخشعلی خان سرتیب می رود و در آنجا با پسر خان به نام فرهاد میرزا آشنا می شود. قسمت دوم نمایشنامه که از اینجا به بعد آغاز می شود درباره ندیم دیوان است. موضوع این قسمت درباره فرهاد میرزا فردی تحصیل کرده است که مدرسه سیاسی را به پایان رسانده و دختر امیر تومان را دوست دارد اما امیر تومان درصدد است دخترش را به حاج کلبعلی که پیرمردی 70 ساله و ثروتمند است، بدهد.

این نمایشنامه مانند نمایشنامه سرگذشت یک روزنامه نگار نمایشنامه ای انتقادی اجتماعی است. نویسنده در عشق پیری، از یک سو وضع زنان جامعه را تصویر کرده و از سوی دیگر به مساله پول و ثروت پرداخته است. در اینجا نیز شخصیت اصلی داستان یک نفر روزنامه نگار است که در کسوت نمایشنامه نویس رخ می نماید. در خلال گفت و گوی شخصیت های مختلف نمایشنامه، اوضاع اجتماعی و اقتصادی مملکت و حتی سیاسی آن نیز در ایام مشروطیت مطرح می شود،موضوع و مضمون این نمایشنامه نیز همانند سرگذشت یک روزنامه نگار است.

در این نمایشنامه، نویسنده به مقوله نمایشنامه و تئاتر پرداخته است و شمه ای در وجوب و لزوم آن از زبان شخصیت اول نمایشنامه نگاشته است.

یکی دیگر از نمایشنامه های مویدالممالک فکری که باز در مقوله سیاسی_اجتماعی می گنجد، نمایشنامه سه روز در مالیه است. او این نمایشنامه را در سال 1294 ه. ش نوشته است اما این نمایشنامه به صورت خطی باقی ماند و هرگز منتشر نشد. این نمایشنامه در سه پرده نوشته شده است. پرده اول در خانه میرزا ابوالخیر مستوفی، شخصیت اصلی نمایشنامه می گذرد و پرده دوم در دفتر استیفاء و پرده سوم در خزانه عامه اتفاق می افتد.

کل نمایشنامه انتقاد اجتماعی_اقتصادی از اوضاع نابسامان اداری و مالی کشور در ایام مشروطیت است. نویسنده در این انتقاد، رشوه خواریها، زدو بندها، دسیسه ها و توطئه ها، اختلاسها و صدور دستخط های بی محل شاه و وزیر و عرضه القاب بیخود به افراد بی لیاقت و به دنبال آن تعیین مستمری برای آنها و خلاصه فساد حاکم بر دستگاه اداری و مالی آن روزگار را مطرح کرده است. هر پرده نمایشنامه دریک روز اتفاق می افتد و داستان هر پرده اگر چه حالت اپیزود را دارد و مجزا از داستان قسمت های دیگر نمایشنامه است، اما از نظر معنا و مفهوم در ارتباط با یکدیگر است. در این نمایشنامه نویسنده در زمینه شخصیت پردازی و رعایت اصول نمایشنامه نویسی موفق بوده است.

سه روز در مالیه در همان سالی که نوشته شد، به عنوان اولین برنامه های گروه کمدی ایران در سالن گراند هتل به نمایش در آمد و در آن هنرمندانی چون سید علی نصر،عنایت اله شیبانی و مهدی نامدار به عنوان بازیگر به ایفای نقش پرداختند.

حکام قدیم_حکام جدید یا لورا و شهرستانک نمایشنامه دیگری از مرتضی قلی خان فکری است که در سه پرده با درونمایه ای انتقادی سیاسی نوشته و تنظیم شده است.این نمایشنامه برای نخستین بار در روزنامه ارشاد به چاپ رسید و توسط تئاتر ملی به روی صحنه رفت.

در قسمت اول، مزخرف الملک_ حاکم سولقان و سنگان با دادن پولی کلان به صدر اعظم و درباریان، حکم حکومت سولقان و سنگان را به دست می گیرد و راهی مرکز حکومتی خود می شود. در آنجا همان شیوه و سیاقی را در پیش می گیرد که هیات حاکمه در پیش گرفته است، یعنی نظام استبدادی راه می اندازد و هر چه از دستش بر می آید در ستم و بیداد نسبت به رعایا فروگذار نمی کند. بالاخره مردم شکایت به مرکز می برند. حکم عزل او از پایتخت می رسد و او از ترس عقوبت مردم، شبانه از محل حکومت خود فرار می کند.

در قسمت دوم حکومت ناحیه ای دیگری به نام "لورا و شهرستانک" در ایام حکومت مشروطه مطرح می شود. اسم حاکم جدید، جاهدالملک است. او وقتی که وارد دارالحکومه خود می شود آب پاکی به روی دست مردم می ریزد و همان شیوه حکومتی استبدای را در پیش می گیرد و شروع به بگیر و ببند و گرفت و گیر می کند. مردم از دستش به ستوه می آیند و شکایت به پایتخت می برند. حکم عزل او هم می رسد و او راهی پایتخت می شود وبرای رسیدگی به کارش به وزارت داخله می رود و منتظر وزیر داخله می ماند . در همین اثنا یکی از افرادی که جاهدالملک او را به عنوان زندانی سیاسی دستگیر کرده بود به منظور شکایت از راه می رسد و درگیری بین او و جاهدالملک اوج می گیرد در همین اثنا وکیل جاهدالملک از راه رسیده و قضیه را فیصله می دهد و با دوز و کلک و رشوه، حکم برائت جاهدالملک را می گیرد و نمایشنامه با درگیری جاهدالملک و حاجی محمد ترک، زندانی سیاسی_ خاتمه می یابد.

درونمایه و محور اصلی این نمایشنامه حکومت استبدای است. نویسنده می خواهد بگوید که حکومت استبدادی قاجار حتی با روی کار آمدن دولت مشروطه ماهیت خود را عوض نکرد و این بار در لباس و هیات دیگری هویدا شد،به عبارتی خر همان خر بود، فقط پالانش عوض شده بود.در این نمایشنامه نویسنده توانسته به یکی از نکات اصلی انحراف انقلاب مشروطیت انگشت بگذارد و آن را مطرح کند و آن این بود که در انقلاب مشروطیت، مستبدینی که مردم را سلاخی می کردند هیچیک به مجازات نرسیدند، بلکه حتی این بار در کسوت مشروطه طلبی به حکومت هم نایل آمدند و وزیرالوزراء هم شدند و همان شیوه های سرکوب را این بار در لفافه قانون و قانون خواهی ادامه دادند. فکری با محور قرار دادن این موضوع، نمایشنامه حکام قدیم_حکام جدید را نوشته و به خوبی هم از عهده موضوع برآمده است.

در این نمایشنامه، شخصیت پردازی و صحنه پردازی کامل است، اگر چه قسمت اول آن یادآور نمایشنامه حکومت اشرف خان ... میرزا آقا تبریزی است. زبان نمایشنامه نیز سلیس و روان و متضمن روح ادبی زمان است. نویسنده در جای جای نمایشنامه از تعابیر،اصطلاحات، متلها و ضرب المثل ها استفاده کرده و این کاربرد را با توجه به شخصیتهای نمایشنامه به انجام رسانده است.

باید گفت که مرتضی قلی خان فکری، متن بیشتر این نمایشنامه ها را به صورت پاورقی در روزنامه ارشاد به چاپ رسانده و توسط گروه "نمایش عالی ارشاد" که خود بنیانگذار آن بود، تمرین و به روی صحنه برده است. از اخبار و گزارشهای مندرج در روزنامه های آن روزگاربرمی آید که هر یک از این اجراها با استقبال کم نظیر تماشاگران روبه رو شده است.

مرتضی قلی خان، علاوه بر آنکه مرد سیاست بود و به کار نمایشنامه نویسی می پرداخت در زمینه هنر بازیگری نیز دارای استعداد و ذوق فراوانی بود به طوری که برای اولین بار در نمایشنامه سیروس کبیر در نقش "پر گز است" وزیر سیروس، بر روی صحنه رفت و در این نقش استعداد فراوانی از خود نشان داد.او در بیشتر نمایشنامه های خود نیز بازی کرده است.

سرانجام مویدالممالک فکری در سال 1295 ه.ش بر اثر ابتلا به بیماری حصبه در سن 47 سالگی از دنیا رفت و با برجای نهادن آثاری ارزشمند، از خود نامی ماندگار برای جامعه تئاتر امروز ایران برجای گذاشت.